السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

335

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَمَنْ يَكْفُرْ بِالإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُه » ) * تحذير مسلمانان است از اينكه حكم اول آيه را رد كنند ، و به اصطلاح كاسه داغتر از آش شده با اينكه خداى تعالى طعام اهل كتاب و ازدواج با زنان ايشان را حلال كرده آن را حرام بدانند . « 1 » اين وجوه و وجوهى ديگر مثل اينها احتمالاتى است كه مفسرين داده‌اند ، كه يا خرافه گويى و بى دليل سخن گفتن است ، مثل آن سخنى كه بعضى اظهار داشته و گفته‌اند جمله * ( « الْيَوْمَ أُحِلَّ » ) * مقيد است به حلالهاى سابق ، و هيچ دليلى بر گفته خود نياورده ، و يا سخنى است كه ظاهر سياق آيه آن را رد مىكند ، مثل آنكه گفته : منظور آن چيزهايى است كه به مقتضاى اصل اولى حلال بوده ، و حال آنكه سياق تقييد حليت به قيد اليوم و سياق تخفيف و منتگذارى با آن نمىسازد ، و بيان سابق ما كه ما آن را از ظاهر آيه گرفته‌ايم در ابطال اين وجوه و روشن كردن وجه فساد آن كافى است . و اما اينكه بعضى گفته‌اند : كه ظاهر جمله : « وَأُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ » كافى است براى اينكه دلالت كند بر حليت نكاح اهل كتاب « 2 » ، بطلانش واضح است ، براى اينكه آيه مذكور در مقام بيان اين جهت است كه چه زنانى بر حسب طبقات نسب و سبب حلال است و چه زنانى حرام ، و اما به حسب طبقات اديان و مذاهب آيه شريفه اصلا در آن مقام نيست تا بتوان به اطلاقش تمسك كرد ، ( چون در علم اصول مسلم شده كه اطلاق وقتى حجت است كه صاحب سخن در مقام بيان باشد ، و اما در جايى كه كلام صاحب كلام تنها از آن جهتى كه وى در مقام بيان آن است اطلاق دارد ، و از ساير جهات او در مقام بيان نيست ، اطلاق كلامش در آن جهات حجت نيست ) . بحث روايتى در در المنثور در ذيل آيه : * ( « يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ . . . » ) * آمده : كه ابن جرير از عكرمه روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) ابو رافع را مامور كشتن سگها كرد ، و او هر چه سگ در كوچه و محله ديد كشت ، تا رسيد به عوالى ( باغهاى بزرگ مدينه ) ناگزير عاصم بن عدى و سعد بن خيثمه و عويم بن ساعده شرفياب حضور رسول خدا ( ص )

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 6 ص 183 . ( 2 ) تفسير المنار ج 6 ص 184 .